خرید بک لینک
رستني هاي كم نيست من و تو كم بوديم  خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم  گفتني ها كم نيست  من و تو كم گفتيم  مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين در هم و برهم گفتيم  ديدني ها كم نيست  من و تو كم ديديم بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم  چيدني ها كم نيست  من و تو كم چيديم  وقت گل دادن عشق روي دار قالي  بي سبب پرتاب گل سرخي را ترسيديم  خواندني ها كم نيست  من و تو كم خوانديم من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد با دهاني بسته وا مانديم  من و تو كم بوديم  من و تو اما در ميدان ها  اينك اندازه ما مي خوانيم  ما به اندازه ما مي بينيم  ما به اندازه ما مي چينيم  ما به اندازه ما مي بوييم  ما به اندازه ما مي روييم  من و تو  كم نه كه بايد شب بي رحم گل مريم و بيداري شبنم باشيم  من و تو  خم نه و در هم نه و كم هم نه كه بايد با هم باشيم  من و تو حق داريم در شب اين جنبش نبض آدم باشيم  من و تو  حق داريم كه به اندازه ما هم شده با هم باشيم  من و تو  حق داريم كه به اندازه ما هم شده با هم باشيم  گفتني ها كم نيست ...! ترانه سرا : شهيار قنبري  خواننده : فرهاد مهراد موضوعات مرتبط: موسيقي ، شعربرچسبها: فرهاد مهراد

برچسب: نویسنده: سام قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:33

صفحه بندی